قابل توجه شما عزیزان
می توانید با کلیک کردن بر روی هفته چهارم خرداد
زیر موضوع نوشته های پیشین
شعرهای دیگر را مشاهده نمایید.
|
قابل توجه شما عزیزان می توانید با کلیک کردن بر روی هفته چهارم خرداد زیر موضوع نوشته های پیشین شعرهای دیگر را مشاهده نمایید.
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
18:2 |
از درو دیوار صورتم بالا می رود نگاهت و من! همیشه کم می آورم وقتی باورت می کنم.
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
17:55 |
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
17:31 |
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:27 |
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:26 |
از وقتی رفتی حتی یکبار هم نه دیده امت و نه صدایت را شنیده ام روزگار این طور می خواهد خیالی نیست؛ آدم ها از دور دوست داشتنی ترند... + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:24 |
از وقتی رفتی حتی یک بار هم نه دیده امت نه صدایت را شنیده ام روزگار این طور می خواهد خیالی نیست؛ آدم ها از دور دوست داشتنی ترند. لیلا ابراهیمی
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:23 |
شيريني لبخندت چاي روي ميز را شيرين تر مي كند ...و دستانت دستانم را دلگرم . با صداي گرمش خيالاتم را مي شكند مادر! به همين راحتي... *** مجنون بیگانه شده ای عاشق او که بی تفاوت می نگردت ... بیچاره سوم شخص مفرد که از ته دل دوستت می دارد + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:22 |
از همه روزها تلخ ترم شیرینی عروسی اش را تعارف می کند
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:20 |
مجنون بیگانه شده ای عاشق او که بی تفاوت می نگردت ... بیچاره سوم شخص مفرد که از ته دل دوستت می دارد.
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:19 |
شيريني لبخندت چاي روي ميز را شيرين تر مي كند ...و دستانت دستانم را دلگرم . با صداي گرمش خيالاتم را مي شكند مادر! به همين راحتي...
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:18 |
از وقتی رفتی حتی یک بار هم نه دیده امت نه صدایت را شنیده ام روزگار این طور می خواهد خیالی نیست؛ آدم ها از دور دوست داشتنی ترند. لیلا ابراهیمی
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:17 |
از درو دیوار صورتم بالا می رود نگاهت ومن! همیشه کم می آورم وقتی باورت می کنم + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:16 |
سیلیر سوپورور دونیالیقین هابئله! اؤزوده ایتیر پاپریزینین توستوسینده + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:12 |
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:11 |
شيريني لبخندت چاي روي ميز را شيرين تر مي كند ...و دستانت دستانم را دلگرم . با صداي گرمش خيالاتم را مي شكند مادر! به همين راحتي... *** مجنون بیگانه شده ای عاشق او که بی تفاوت می نگردت ... بیچاره سوم شخص مفرد که از ته دل دوستت می دارد. *** از همه روزها غمگینم شیرینی عروسی اش را تعارف می کند *** سیلیر سوپوررور دنیالیقین هابئله! اؤزوده ایتیر پاپریزینین توستوسینده + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:7 |
از وقتی رفتی حتی یک بار هم نه دیده امت نه صدایت را شنیده ام روزگار این طور می خواهد خیالی نیست؛ آدم ها از دور دوست داشتنی ترند. لیلا ابراهیمی
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
13:4 |
گفتم: روزی خواهم آمد و غباری خواهم ساخت *** چه عجیب است فریادی که از شوق تو موج می زند و مرا آرام آرام تر می کند افسوس! دیگر چشمی نیست گم شود در نهایت نگاهت و نه دستی که لمس کند دوستی را من هم ! تنهای تنها در طول عمر بی تو بودن این چنین خو گرفتم - مرا !رها کن « LEILA . EBRAHIMY » + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:53 |
گفتم: روزی خواهم آمد و غباری خواهم ساخت *** چه عجیب است فریادی که از شوق تو موج می زند و مرا آرام آرام تر می کند افسوس! دیگر چشمی نیست گم شود در نهایت نگاهت و نه دستی که لمس کند دوستی را من هم ! تنهای تنها در طول عمر بی تو بودن این چنین خو گرفتم - مرا !رها کن « LEILA . EBRAHIMY » + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:53 |
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:50 |
اتومبیل می رود . و رعشه می اندازد به جان برگها نگاهم! به دوباره مردنشان زیر چرخ غمگین می شود. + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:45 |
· یاغیش یاغیر؛ آتیشقانین اوره گینده ن تر سوزور سنین گؤزونده ن ... یاش نه دئمک؟! عشقین وفاسی بودور بو؟! باغیرما بلکی ده باشقا بیر آتیشقانین پشینده بیر وفالی! عشق اؤچون گئجه لردیر اوتوروب آغلاییر گئجه لردیر اوتوروب آغلاییر · بو گون ایکی گؤزده ن یاش دوکولور دورد گؤزده ن آشک نیسه گلیر ده - گئدیر ده آشک لیلا ابراهیمی + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:40 |
· یاغیش یاغیر؛ آتیشقانین اوره گینده ن تر سوزور سنین گؤزونده ن ... یاش نه دئمک؟! عشقین وفاسی بودور بو؟! باغیرما بلکی ده باشقا بیر آتیشقانین پشینده بیر وفالی! عشق اؤچون گئجه لردیر اوتوروب آغلاییر گئجه لردیر اوتوروب آغلاییر · بو گون ایکی گؤزده ن یاش دوکولور دورد گؤزده ن آشک نیسه گلیر ده - گئدیر ده آشک لیلا ابراهیمی + نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت
12:40 |
|
|