طرح :
· نمی میرم؛
وقفه ی ثانیه های زمان
نفس گیرند.
***
· سفر کردند؛
همه ی آنان
که دوست داشتند
بلیطی برایم رزرو کنید.
***
· اتومبیل رفت؛
بی آنکه بداند
دلی جا ماند در KIA ( پراید)
... و نگاهی!
فروخته شد به آینه
تنها!
به خاطر چشمهای او.
***
· اتومبیل می رود؛
و رعشه می اندازد به جان برگها
نگاهم!
به دوباره مردنشان زیر چرخ
غمگین می شود.
***
*باد!
دست موهایم را گرفته
و در فضا !
ولگردی می کنند هر دو.
· دستی به آب خورد؛
و پازل چهره ای زیبا
در هم ریخت.
***
· وقتی رفتی؛
با خود بردی تمام آن را
برای برگشتن
دیگر دلی نمانده است.
***
· چشم سیاهان
بازیگر خانه های پر شکوهند
ما که رنگ سیاه به چشممان نیست
چه نقشی داریم؟!
بی گمان!
ما مردمان روزگار آتشیم؛
باخته یا سوخته ی بازیهای روزگار
***
· از درو دیوار صورتم
بالا می رود نگاهت
و من!
همیشه کم می آورم
وقتی باورت می کنم.
***
· دوباره این چراغ!
چراغ قرمز
و چشمانی که
سبز شده اند سر راهم
ایستادن
و
رفتن!
با دلم گلاویز می شوند.
+ نوشته شده توسط لیلا ابراهیمی در هشتم اردیبهشت 1388 و ساعت
12:38 |